|
از آنجا که ايميل های ناخواسته
باعث آزار، و حتی بعضآ نفرت گيرندگان می شود، نگارنده منبعد ايميل خبر
آپديت سايتم را برای کسی نخواهم فرستاد. از بزرگوارانی که خود خواهان
درياقت اين خبر هستند تمنا می کنم که اين موضوع را طی يک ايميل اطلاع دهند
تا خبر آپديت را فقط برای آن دسته از هم ميهنانم ارسال کنم |
|
فرهنگ اسلامی پس از سه دهه در حال
نهادينه شدن است
در وبگردی به مطلبی برخوردم از جوانی از داخل
ايران که چکيده ی سناريوی فيلمی به نام (نقاب) را برای بازديدکنندگان وبلاگش می
نويسد. از آنجا که در مشرق زمين، بويژه در هند، ايران، ترکيه، چين و حتی ژاپن
سوژه ی فيلم های بازاری و ساده برگرفته از آمال و آرزو ها و هنجار های ساده
اجتماعی است، و اتفاقآ به همين دليل نزديکی با روحيه ی مردم کوچه و بازار هم
مورد اقبال مردم ساده قرار می گيرد، از غلط های املايی انشايی اين جوان درگذريد
و فقط خوب در سوژه اين فيلم دقيق شويد
ماجراي دونفركه با ازدواج با دخترای مايه
داراز اونها و يا خانوادشون مبلغ زيادي سود ميبردند.حالاچي جوري؟
فردي پولدار رو نشون ميكردند.يكي ازاون دو مرد
باهاش ازدواج ميكرد.طي گذشت زمان و كارهايي كه همسراون خانم انجام ميداد
تاعلاقه ي زن رو نسبت به خودش كم كنه، زن به دوستِ مردعلاقه مند ميشد.يعني شرايط
اينو ايجاد
ميكردند كه زن به نفردوم علاقه مند بشه و زماني كه به منزل اون آقاميره، با
بيهوش كردنش و گرفتن فيلم اونوتهديد ميكردند و پول زيادي بدست مي
آوردند
خواهريكي از اون خانمها براي انتقام به دبي ميره.طي نقشه اي زن ومرد
باهم آشنا ميشن و ازدواج ميكنن.پدردخترهم (درظاهرپدرش) تاجرپولداري بوده.ودر
آخرهم دخترو پدرموفق ميشن دو فرد رو باهم درگيركنند و ازبين ببرن.(ببخشيداگه
پيچيده وناجوروغيرواضح توضيح دادم). فيلم دردبي ساخته شده. وضع حجابي و روابط
بين بازيگران نسبت به فيلمهاي ديگه آنچنان ناجور نيست
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عصر
روشنگری در عصر
حکومت پست ترين طبقات اجتماعی
| |
ولـتر و ژان ژاک روسو ی رژيم ملا ها

دو طفلان مسلم
رژيم شرف فروشان، سيد ابراهيم و سيد حسين
------------------------------------------------------------------- |
|
روشنگری در فرهنگ
ديگران و فرهنگ رايج جمهوری اسلامی
Enlightenment
انگليسی
Aufklärung آلمانی
Illuminismo فرانسوی
Le siecle des lumieres ايتاليايی
Khafeh Madar... جمهوری اسلامی
ازين مـــارخــــوار اهــرمن چهرگان
ز دانــايـی و شـــــــــرم بــی بـهرگان
نه گنج و نه تـــخــت و نه نـام و نژاد
هــمی داد خــــواهـند گـيـتـی بـه بــاد
شــود خوار هر کس که بود ارجمند
فــرو مـــايه را بـــخت گــردد بــلنــد
----------------------------------------------------
|
|
|
امانوئل کانت متفکری که
فلسفه را از آسمان به زمين کشيد معتقد بود که انسان فقط با روشنگری است که
می تواند خويشتن را از زندان قيم (ولی فقيه) نجات
دهد. همان زندانی که انسان در اثر جهل شخصآ خود را در آن محبوس ساخته. او
نمود اين رهايی انسان را رشد یافتگی و بلوغ فکری می دانست. اين بلوغ فکری و
رهايی هم بوجود نيامد مگر از راه شورش بر علیه همه ی تعصبات مربوط به معرفت
شناسی قرون وسطا و مناظره های پرشور انديشمندان قرون هفده و هژده و نوزده
بر سر همين مقولات
رهايی عقل از زندان مذهب، اصل
احترام به کرامت انسان فقط به اعتبار انسان بودنش بی توجه به نژاد و طبقه و
مذهب و سلائق شخصی وی، به رسميت شناختن حق فرد در جامعه، محترم شمردن
مالکيت فردی، دموکراسی و آزادی ... همه از محصولات ناب عصر روشنگری است.
بشريت از راه همان مناظره ی متفکران بود که به اکتشافات پرشور وعظيم فکری
دست يافت. به قابليت هايی که با آنها بتواند از تعاليم کهن کليسايی عبور
کرده و سرتوشت خويش را خود رقم زند
کمون های سیاسی فوریه و اون
، مباحث ریشه ای هیوم، مقالات پرشور مونتنی، در گيری دائم دولباک با فلسفه
حکمت غالب، نشست های دالامبر و دیدرو ... گر چه همگی از برگهای زرين
تاريخ عصر روشنگری بشمار می روند، اما درخشان ترين فصل از آن تاريخ مربوط
به دعوا های فکری دو ابر انديشمند ديگر آن دوران است. يعنی مناظره های قلمی
روسو و ولتر که بيشترين سهم را
همانها در پيش برد امر روشنگری داشتند
و حال ماه هم در ظلمت قرون وسطای
خود هستيم و انديشمندان بزرگ ما هم در کار مناظره.
البته انديشمندان پرورده ی حوزه ی علميه،
يعنی سيد ابراهيم و سيد
حسين. کسانی که در اين سياه ترين فصل تاريخ ايران
خود را ژان ژاک روسو و ولتر زمان می دانند و در حال
روشنگری. دومی به اولی فحش خواهر و مادر می دهد و اولی هم او را بچه پر رو
و ... می خواند. دعوای اين دو ابر انديشمند پرورش يافته مکتب ولايت با
آنچنان واژگان مستهجنی است که همان به که جمله ای از آن نقل نشود
تضاد فکريشان هم بر سر احمدی نژاد
ـ حسين شريعتمداری و خاتمی ـ تاج زاده است. سيد حسين آقای شريعتمداری را بر
ترين انديشمند عصر و احمدی نژاد را بزرگترين متفکر سياسی تاريخ می داند و
خود را هم مريد و خاک پای آن دو، سيد ابراهيم اما ستايش از شريعتمداری و
احمدی نژاد را ناروا دانسته، الی و بلا از سيد حسين می خواهد که چون او
جانثار خاتمی و تاج زاده گردد
دمش گرم سيد حسين که حداقل صادق
است. او چون ولی فقيه را حتی از جرج واشنگتن و ابراهام لينکلن هم بزرگتر می
داند، اصلآ خود را حتی لايق
صحبت در باره ی وی هم نمی بيند. به
همين خاطر هم اندازه نگه می دارد و خود را
فقط جانثار برکشيدگان او می خواند.
اين اندازه هم اخلاق و شرف انسانی دارد که مستقيم
و بی پرده از رژيم دفاع کند
سيد ابراهيم هفت خط، اين آرت
بوخوالد رژيم ملا ها اما دغل می کند. او می خواهد هم مخالف رژيم باشد و هم
موافق آن. سيد ابراهيم هم چون سيد حسين ولی فقيه را از فرستادگان عالم قدس
می داند و هنوز هم هيچ بی ادبی به ساحت مقدس او نکرده، ليکن برای اينکه خود
را مخالف رژيم هم نشان دهد خود را مخالف نورچشمی های آن مقام آسمانی می
داند. يعنی اين نالوطی دغلباز خر را رها
می سازد و پالان آنرا می چسبد، و
يا هم خدا را می خواهد و هم خرما را
اين در حالی است که آن مقام قدسی
اين هر دو متفکر کسی نيست
الا يک روضه خوان دو تومانی اما شريف در قديم که
حال مدتها است به دلالی محبت تغيير شغل داده و در دورانش
هواپيما هواپيما از ايران بکارت صادر می شود. جالب است که سيد
ابراهيم يک بار در جايی خود را در حد عبيد زاکانی خوانده بود!
بيچاره مولانا عبيد که عوامل اين رژيم حتی قرنها پس از مرگش نام او را
هم چون هر چيز ديگر در
ايران به کثافت آلودند
سيد ابراهيم
کمدين اين رژيم نمی داند که حتی در حد کمدين آن رژيم سيد کريم هم نيست.
بويژه در زمينه ی اخلاق و صداقت و صميميت، همانطور که اسمال بزاز ها و کريم
شيره ای های پاک دل و يتيم خانه دار در تاريخ ايران هزار بار بر مسعود
بهنود ها و زيبا کلام ها شرف خواهند داشت که هنوز هم برای بقای رژيم اين
تجار نواميس دختران ايرانی تلاش می کنند
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- |
! ای کلاغ لعنتی

ميداند اين تصوير را کجا يافتم؟ در يک سايت
افغانی بنام
آريايی. تنها
توضيحم طرح يک آرزوست. ای کاش نيمی از مردم ما هم به جای شاعر و فيلسوف و
پژوهشگر و چپ مترقی و جامعه شناس و کارشناس و نويسنده و مفسر و اديب و متفکر
روشنفکر بودن فقط و فقط طالبان نادان و عقبمانده و ساده بودند. در آن صورت بی
شک ما هم می توانستيم دستکم به اندازه افغانها مدنيت داشته باشم
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کاشفان
و مبلغان خيانت
آخر اين ديگر چگونه مبارزه و ميهن
دوستی است که بجای کشف ميهن دوستان و بازتاب
سخنان و مواضع
ايشان، دائم بايد به دنبال کشف خائن
بود و فقط هم برای خائنين و ايران فروشان تبليغ
کرد...!؟
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
بيگمان روزی نيست که هر کدامی از ما چند ايميل
به اصطلاح افشاگرانه دريافت نکنيم. اين سان ايميل ها هم از سوی کسانی ارسال می
گردد که خود خويشتن را از دشمنان سرسخت رژيم جمهوری اسلامی معرفی می کنند
ايميل هايی در واقع کيلويی و مزاحم
اما بزعم خود فرستندگان هشدار دهنده
حاوی مطالبی از اين دست که
مثلآ = ببينيد اين جاسوس رژيم در ماساچوست چه
گفته، ملاحظه کنيد که فلان لابی چی ديروز در سانفرانسيسکو با چه کسی
خلوت کرده،
بخوانيد بهمان دلال رژيم در سايت خود چه نوشته، نگاه کنيد اين خاتمی چی در عکس
در کنار چه کسانی ايستاده و ديگر موضوع هايی از اين دست
نگارنده
البته گهگاه حتی ايميل های معترضانه ای
هم از جانب اين ارباب افشا دريافت می کنم که چرا جوابيه ای برای مقاله فلان
عامل رژيم و يا عليه لابی گری بهمان دلال آن در آمريکا نمی نويسم
نويسنده برای روشن شدن ذهن اين افشاچی
های حرفه ای و در پاسخ آن دسته از هم ميهنان محترم اما غافل
که معتقدند آدمی بايد
تمام کوشش خود را صرف افشاگری کند در همين آغاز می نويسم که اساسآ اين عوامل و دلالهای
رژيم هر چه دارند از دولت سر شما بزرگواران است.
شما که شب و روز به دنبال کشف دلال و خود فروش و مثلآ افشای آنان هستيد. اگر
شما تا اين اندازه خائن باز نبوديد و اينقدر برای آنان تبليغ نمی کرديد، بسياری
از اين دلالها که حال شهرتی بهم زده اند و به
مال و منالی رسيده اند بی شک
امروز نه چنين مهم و مشهور بودند و نه اينچنين ثروتمند
آخر اين ديگر چگونه مبارزه و ميهن
دوستی است که شما بجای کشف ميهن دوستان و بازتاب
سخنان و مواضع
ايشان، فقط به دنبال کشف خائن هستيد و فقط هم برای خائنين و ايران فروشان تبليغ
می کنيد. امروزه شما به هر سايتی که سری بزنيد خواهيد ديد که بيشترين مطالب آن
راجع به همين پنج ـ شش دلال رژيم در آمريکا است
به هر راديوی برونمرزی که گوش کنيد و
هر تلويزيون ماهواره ای را که تماشا کنيد وضع همين است. در آن رسانه ها هم صحبت
غالب همين است که مثلآ ولی نصر چه گفت و هوشنگ امير احمدی با که ملاقات کرد و
تريتا پارسی در کدامين اتاق پشتی کنگره با دو نماينده ملاقات داشت
پنداری که
مردم در داخل و خارج نه مسئوليتی دارند، نه اراده ای و نه اصلآ اندک شعوری.
بخاطر همين هم همگی در انتظار ملاقات تريتا پارسی با يک گنگرسمن در واشنگتن دی
سی هستند که آن دو
بنشينند و تکليف اين هفتاد ميليون انسان بی عقل و بری از مسئوليت را
روشن سازند
اپوزيسيون هم که شده سخنگوی دولت
احمدی نژاد و شورای نگهبان. معلوم نيست اگر جنتی و احمدی نژاد و فحاشی های
نماز جمعه آن شيخ بد دهان و اراجيف اين بچه پاسدار در کار نبود اين اپوزيسيون
محترم اصلآ ديگر چه موضوعی داشت که بر سر آن بحث کند. راديو تلويزيونهای فارسی
زبان متعلق به دولتهای بيگانه هم که از بام تا شام کارشان دادن تفسير و تعبير
از گفته های جنتی و حسين شريعتمداری و الله کرم ... است
اين رسانه ها نه کوچکترين مجالی به
کسی می دهند که از چگونه سرنگون ساختن اين رژيم حرفی به ميان آورند و نه اصلآ
دعوتی از دشمنان واقعی
نظام برای شرکت در برنامه های خود بعمل می آورند. ميکروفون
راديو دويچه وله که يکسر در اختيار ابراهيم يزدی و ابطحی و هوشنگ امير احمدی ها
است
راديو فرانسه که همچنان در فضای فريب اصلاحات است و راديو فردا هم که از
صدای دايره و تنبک فقط برای سرپوش گذاردن به ماهيت حوزوی توده ای خود استفاده
می کند. اين راديو آن اندازه به اتحاد شوروی و حوزه ی علميه وفادار مانده است
که اگر حتی جرج بوش در يک سخنرانی يکساعته هم فقط يک جمله خلاف مشی قم و
کرملين
بر زبان آورده باشد آن تکه را از سخنرانی حذف کرده و سپس آنرا منتشر می سازد
نتيجه اينکه مبارزان واقعی بايد به
نتيجه اقدامات خود توجه بيشتری نشان دهند. تا مبادا که از کم دقتی نادانسته به
پاسداران و مبلغان اين رژيم تبديل شوند. طبيعی است که بايد دلالهای رژيم را
افشا کرد. اينهم طبيعی است که می بايستی مچ کسانی را باز کرد که به دروغ خود را
در صف مخالفان اين رژيم جا کرده اند. اما اينکه ما تمام وقت و نيروی خود را صرف
تبليغ و بزرگ کردن عناصر بی ارزش و گمنامی سازيم که اين طرف و آنطرف برای رژيم
پا اندازی می کنند کاری کاملآ خطا است. ما نبايد اين عناصر گمنام و بی مقدار را
با تبليغات نادانسته خود برای خارجی ها بزرگ و مهم جلوه دهيم
اين اعمال درست همان چيزی است که رژيم
و دلالهايش می خواهند. نيکو تر اين است که ما بعوض اين همه توجه نشان دادن به
چند موجود بی ارزش و تبليغ برای آنان، توان و امکانات خود را صرف تبليغ مواضع
مبارزان حقيقی و خوش فکر اين نظام سازيم، ولو اينکه آن مخالفان اصلآ در خط فکری
ما هم نباشند. يعنی ما بايد شخصيت و نقش دشمنان اين رژيم را برجسته و بزرگ کنيم
نه شخصيت نداشته ی دلالهای آنرا. به ويژه در نزد خارجی ها. فلان کنگرسمن اگر
بداند که مشهور ترين و مهم ترين آدمها برای ايرانيان سرنگونی خواهان هستند نه
کسانی که از بقای رژيم دفاع می کنند، بدون ترديد نيم نگاهی هم به اين عوامل
رژيم نخواهد انداخت
NEED WASHING ؟
A little girl had been shopping with her Mom in
Target. She must have been 6 years old, this beautiful red haired, freckle
faced image of innocence. It was pouring outside. The kind of rain that
gushes over the top of rain gutters, so much in a hurry to hit the earth it
has no time to flow down the spout. We all stood there under the awning and
just inside the door of the Target.

We waited, some patiently, others irritated
because nature messed up their hurried day. I am always mesmerized by
rainfall. I got lost in the sound and sight of the heavens washing away the
dirt and dust of the world. Memories of running, splashing so carefree as a
child came pouring in as a welcome reprieve from the worries of my day.
The little voice was so sweet as it broke the
hypnotic trance we were all caught in "Mom let's run through the rain," she
said.
"What?" Mom asked.
"Lets run through the rain!" She repeated.
"No, honey. We'll wait until it slows down a
bit," Mom replied.
This young child waited about another minute
and repeated: "Mom, let's run through the rain,"
"We'll get soaked if we do," Mom said.
"No, we won't, Mom. That's not what you said
this morning," the young girl said as she tugged at her Mom's arm.
This morning? When did I say we
could run through the rain and not get wet?
"Don't you remember? When you were talking to
Daddy about his cancer, you said, 'If God can get us through this, he can
get us through anything!"
The entire crowd stopped dead silent. I swear
you could not hear anything but the rain. We all stood silently. No one came
or left in the next few minutes.
Mom paused and thought for a moment about what
she would say. Now some would laugh it off and scold her for being silly.
Some might even ignore what was said. However, this was a moment of
affirmation in a young child's life. A time when innocent trust can be
nurtured so that it will bloom into faith.
"Honey, you are absolutely right. Let us run
through the rain. If GOD let's us get wet, well maybe we just needed
washing," Mom said.
Then off they ran. We all stood watching,
smiling, and laughing as they darted past the cars and yes, through the
puddles. They held their shopping bags over their heads just in case. They
got soaked. However, they were followed by a few who screamed and laughed
like children all the way to their cars.
And yes, I did. I ran. I got wet. I needed
washing.
Circumstances or people can take away your
material possessions, they can take away your money, and they can take away
your health. But no one can ever take away your precious memories...So,
don't forget to make time and take the opportunities to make memories
everyday. To everything, there is a season and a time to every purpose under
heaven.
I HOPE YOU STILL TAKE THE TIME TO RUN THROUGH
THE RAIN.
They say it takes a minute to find a special
person, an hour to appreciate them, a day to love them, but then an entire
life to forget them.
Take the time to live!!!
Keep in touch with your friends, you never know
when you will need each other -- and don't forget to run in the rain!
از آنجا که به دليل کشتار سبعانه عده
ای انسان بی گناه در عراق بوسيله ی الله پرستان (شيطان پرستان حقيقی)، نام
يزيدی و يزيديان اينروز ها زياد بگوش می خورد، بی فايده نديدم که برای آشنايی
مختصر با آن مردم، نوشته ی زير را در اينجا بياورم. مردمی که نسبت فرهنگی بسيار
نزديکی هم با ما دارند
یزیدیان کیستند
--------------------------------------------------------------------------------
در باور یزیدی، شیطان دشمن اصلی بشریت نیست، بلکه
مقربترین فرشته خداوند و نخستین آفریده اوست و ملک طاووس نام دارد
یزیدیان جز در عراق در ترکیه، ایران، سوریه و
قفقاز زندگی می کنند و اگرچه آماری رسمی و مشخص در مورد آنان در دست نیست اما
شمار آنان در مجموع این کشورها تا پانصد هزار نفر برآورد می شود که حدود دویست
هزار نفر از آنان در عراق زندگی می کند. یزیدیان، قرنها در این سکونتگاهها در
روستاهای دورافتاده و در انزوا زیسته اند و همسایگان مسلمان و مسیحی شان آنان
را با نام "شیطان پرست" می شناسند، عنوانی که یزیدیان برای خود نمی پسندند
اما شاید همین نگاه به یزیدیان، آنان را آماج حمله مسلمانان تندرویی کرده باشد
که ریختن خون "کفار" را مباح می دانند، آن هم کفاری که شیطان، دشمن اصلی بشریت
را می پرستند. از دید مورخان ادیان، شیطان پرستی برچسبی است که پیروان ادیان
جدیدتر به کسانی که همچنان به ادیان قدیمی تر باور داشتند می زدند و خدایان
آنان را شیطان و منشأ شر خطاب می کردند، همان گونه که مسیحیان اروپا در مورد
اروپاییانی که به باورهای پیشین خود باقی مانده بودند چنین کردند. اما در باور
یزیدی، شیطان دشمن اصلی بشریت نیست، بلکه مقربترین فرشته خداوند و نخستین
آفریده اوست و ملک طاووس نام دارد؛ فرشته ای که خداوند تنها با این انگیزه به
او فرمان داد به آدم سجده کند که او را بسنجد و هنگامی که او از سجده کردن سر
باز زد، بر تقربش به درگاه الهی افزوده شد و خداوند اداره جهان را به وی سپرد.
آرامگاه شیخ عدی بن مسافر در روستای لالش در 36 کیلومتری موصل قبله گاه یزیدیان
به شمار می رود
یزیدیان بر این باورند که قدمت کیش آنان به زمان پیدایش بشر باز می گردد و
یزیدیان از نسل آدمند و نه از نسل حوا؛ در حالی که در باور ادیان ابراهیمی،
ابنای بشر حاصل ازدواج آدم و حوا هستند، یزیدیان خود را حاصل پسری می دانند که
از بذری که آدم کشت پدید آمد و سپس با حوریه ای وصلت کرد. بدین ترتیب، یزیدیان
خود را تافته ای جدابافته می دانند که نباید با دیگر اقوام وصلت کنند و دیگر
ابنای بشر را به کیش خود بپذیرند
چند ماه پیش که دختری یزیدی با پسر مسلمانی از خانه گریخت خویشاوندانش او را
گرفتند و سنگسار کردند. چند روز بعد، شماری از یزیدیان به دست افراد مسلح
تیرباران شدند. با تمام این جدایی پیشگی، یزیدیان از تبار دیگر کردهایی اند که
در جوارشان زندگی می کنند و زبانی متفاوت با آنان که گویش کرمانجی (کردی شمالی)
است ندارند. با وجود آنکه در باور یزیدی، دین آنان پیشینه ای به قدمت تاریخ بشر
دارد اما مورخان، کیش یزیدی را در شمار دیگر فرقی طبقه بندی می کنند که پس از
اسلام، به نیت احیای سنتهای پیشینیان و با انگیزه حفظ و بازیافت هویت تاریخی در
نقاط مختلف خاورمیانه زاییده شدند و رشد کردند، هرچند بنیانگذارانشان صوفیان
مسلمان بودند
علویان، کاکه ای ها (اهل حق) و شیدلیها که همگی در مناطق کردنشین ایران، عراق،
ترکیه و سوریه و نواحی همجوارشان زندگی می کنند، از این دسته مذاهب به شمار می
روند و همگی این وجه مشترک را دارند که از سویی آداب نیایش جمعی شان همچون نذر
و نیاز و قربان به یکدیگر شباهت دارد و با صوفیان مسلمان مشترک است و دیگر
اینکه گرچه پیروانی از میان ترکان و اعراب هم یافته اند، مرکز عمده نشو و
نمایشان کردستان بوده و فرهنگ و زبان کردی رکن مهمی از آیین آنان را تشکیل می
دهد
باور بر این است که نام کیش یزیدی ریشه در واژه فارسی ایزد دارد. عناصری همچون
ستایش خورشید و آتش در این آیین نشانه هایی از باورهای باستانی ایرانیان،
مهرپرستی و دین زرتشت دارد. شمار اندکی از یزیدیان عربند و در زمان حکومت صدام
حسین در عراق، دولت مرکزی می کوشید با انگشت نهادن بر همین اقلیت عرب، عرب بودن
بانی کیش یزیدی و عرب تبار قلمداد کردن دیگر یزیدیان آنان را بسوی خود جلب کند.
اعتقاد به تناسخ و سیر تکاملی روح از طریق زایشهای پی در پی و دمیده شدن در
کالبدهای پیاپی یزیدیان را با مسالک شرقی پیوند می دهد. از سوی دیگر، یزیدیان
همچون مسلمانان روزانه پنج بار به شیوه خود نماز می گزارند، اما قبله شان در
چهار بار از این نمازهای پنجگانه، خورشید است و در نیمروز، مقبره شیخ عدی بن
مسافر، صوفی عرب قرن ششم هجری که به باور مورخان، بنیانگذار کیش یزیدی است.
مقبره شیخ عدی در روستای لالش در 36 کیلومتری موصل در شمال عراق، قبله گاه
یزیدیان است و هر یزیدی در صورت توانایی باید در طول عمرش دست کم یک بار به
زیارت این آرامگاه برود. موسم این "حج"، تابستان است، در کنار قبله گاه
یزیدیان، چشمه گاه مقدسی قرار دارد که زمزم خوانده می شود، کوهی مقدس است که
نامش را عرفات نام نهاده اند، پلی نیز هست به نام پل صراط، در موسم زیارت گاوی
را هم قربانی می کنند
یزیدیان همچون صوفیان در مراسم خود به ذکر و سماع می پردازند و پیروان این کیش
به طبقات پیر و شیخ و مرید تقسیم می شوند. نزدیکترینها به یزیدیان، چه در باور
و اساطیر، همچون اعتقاد به ملائک هفتگانه و تناسخ و سنتها و آیینها، طایفه
یارسانند که در عراق کاکه ای و در ایران اهل حق نامیده می شوند که بسیاری از
ایرانیان آنان را با عنوان "علی اللهی" می شناسند، نامی که همچون "شیطان پرست"
برای یزیدیان، مورد پسند آنان نیست. پاره ای از پیروان اهل حق نیز در مورد
شیطان نگرشی همچون یزیدیان دارند، یزیدیان نیز به اهل حق احساس نزدیکی می کنند
و آنان را در جمع خود شرکت می دهند اما با آنان وصلت نمی کنند
نخستین یزیدی که قانونگذار شد، نه در عراق بود و نه در هیچ کجای دیگر در این
منطقه، بلکه دختر جوانی بود در آلمان. اکثریت اهل حق را نیز همچون یزیدیان،
کردها تشکیل می دهند، اما در ایران و عراق و قفقاز، این آیین در میان ترکان نیز
پیرو دارد. شمار اندکی از یزیدیان عربند و در زمان حکومت صدام حسین در عراق،
دولت مرکزی می کوشید با انگشت نهادن بر همین اقلیت عرب، عرب بودن بانی کیش
یزیدی و عرب تبار قلمداد کردن دیگر یزیدیان آنان را بسوی خود جلب کند و هم
اینکه از آنان به عنوان اهرمی علیه دیگر کردها که رکن عمده ای از ناراضیان
حکومت حزب بعث را تشکیل می دادند استفاده کند
شاید یکی از دستاویزهای حملاتی که به یزیدیان می شود، پندار افرادی باشد که به
هواداری یزیدیان از صدام حسین در زمان حکومت او اعتقاد دارند. اما پاره ای از
جوانان
یزیدی هم بودند که صرف نظر از باورهای اجدادی خود مبنی بر دوری گزیدن از پیروان
دیگر ادیان، وارد جنبشهای چپگرا در میان کردان عراقی شدند و در صف پیشمرگان با
حکومت صدام حسین جنگیدند، خانواده های آنان نیز چون بسیاری دیگر از کردهای
عراقی آماج حملات انتقامجویانه ارتش قرار گرفتند و خانمان خود را از دست دادند
با تشکیل حکومت خودمختار کرد در شمال عراق و برپایی مجلس قانونگذاری محلی در
این منطقه، یزیدیان برای نخستین بار در قانونگذاری و حکومت سهیم شده اند و
نمایندگانی در مجلس محلی و همچنین مجلس ملی عراق دارند. با این حال، نخستین
یزیدی که قانونگذار شد، نه در عراق بود و نه در هیچ کجای دیگر در این منطقه،
بلکه دختر جوانی بود در آلمان که از سوی حزب سوسیال دموکرات این کشور به
پارلمان اروپا راه یافت
فلک ناز اوجا که هشت سال پیش در سن 22 سالگی نماینده پارلمان اروپا شد و اکنون
دومین دوره قانونگذاری خود را در جمع قانونگذاران اتحادیه اروپا می گذراند، از
خانواده ای کرد یزیدی از ترکیه در آلمان متولد شده و روابط نزدیکی با گروههای
کرد ترکیه دارد. گفته می شود در آلمان سی هزار یزیدی زندگی می کنند که عمدتاً
از پناهندگان کرد عراقی و ترکیه ای اند و بزرگترین جامعه یزیدی در خارج از
قلمرو اجدادی شان را تشکیل می دهند/ برداشتی خلاصه از نوشته ی مهرداد فرهمند
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دموکراسی هند الگویی برای
دیگر کشورها
به مناسبت شصتمین سالگرد استقلال کشور هند
--------------------------------------------------------------------------------
دمــوکــراســی بــی نــظــيـــر هنــــــد
زمانی که هند راه دموکراسی را در پیش گرفت، کشورهای دموکراتیک موفق اصولا از
نژاد سفید، ثروتمند و مسیحی بودند و همچنین مردم آنها با یک زبان واحد سخن می
گفتند. پس موفق بودن دموکراسی شصت ساله هند از دو جهت منحصر به فرد است

اول این که بدون چون و چرا نشان داد فقر، بیسوادی گسترده و تنوع قومی و مذهبی -
آن هم در ابعاد شبه قاره هند - نه تنها مانع از دموکراسی نمی شود بلکه دلایل
موجهی برای استقرار آن است
دوم، نظام دموکراسی در جمهوری هند به
جای توسل ملی گرایانه به تاریخ مشترک، زبان واحد و پذیرش یگانگی فرهنگی، بر
پایه باور ملی به وجود کثرت گرایی استوار است
درسی مهم
اگر فقط محدوده جنوب آسیا را در نظر بگیریم، برجسته ترین تفاوت میان هند و
کشورهای دیگر منطقه این است که پاکستان، بنگلادش، نپال، بوتان و سریلانکا
کشورهایی هستند که رسما تحت انقیاد گروه های مذهبی قرار دارند. نپال کشوری
"هندو" است، پاکستان و بنگلادش نظام های جمهوری اسلامی دارند و بنا به قانون
اساسی سریلانکا، این کشور را باید در دست اکثریت پیرو آئین بودیسم و گویش زبان
سینهالی قرار داد. یکی از مهم ترین درس هایی که از تاریخ اخیر منطقه جنوب آسیا
می توان گر |